Thursday, November 26, 2009

لیبرالیسم 2

در گفتار قبل در مورد یکی از سه ستون اصلی لیبرالیسم(خودمختاری فردی) سخن گفتیم، حال در این مبحث در مورد دو دیگر که هماناامنیت و مالکیت است سخن خواهیم راند.
امنیت
واکنش علیه استبداد یکی از ریشه ای ترین مسائل لیبرالیسم است. از آنجا که انسان آزاد است و این آزادی از هستی وی جدایی ناپذیر است، پس پیشگیری از آسیبهای تهدید کننده آزادی اهمیت بالایی دارد. سخن بر سر آن چیزی است که مونتسکیو آنرا امنیت نام نهاد، یعنی پاسداری از حقوق فردی در برابر موانعی که مقتضیات زندگی توجیه شان نمیکند.
در سطح جمعی، پیشگیری از خودکامگی به یاری رژیمی سیاسی استوار بر اصول زیرین ممکن خواهد بود: وجود قانون اساسی، تفکیک قوا و حاکمیت قانون؛ و در سطح فردی، رویه قضایی هابه آس کورپوس استقلال و خودمختاری فردی را از خطر دستگیری و کیفرهای خودسرانه در امان نگاه خواهد داشت.
چندان که گفتیم لیرالیسم برای تضمین امنیت آزادی نیازمند دولت است اما بدگمانی نسبت به این دولت ناگزیر، بر حسب تجربه عقلانی مینماید. درست به این دلیل لیبرالیسم به قانون اساسی دلبستگی نشان میدهد. قانون اساسی پایگاه قدرت بشمار میرود. از اینرو اعمال برخی محدودیت ها به اخیارات تفویض شده به حاکمان ذاتی آن است. در حقیقت قانون اساسی ضابطه ای است بر فراز حاکمان که چگونگی انتصاب آنان را مشخص میکند، به مقام فرماندهی شان مشروعیت میبخشد و چگونگی کاربست قدرتشان را معین میسازد. قانون اساسی را پایگاه قدرت دانستن بی گمان اندیشه ای است لیبرالی اما در جایی که اندیشه غالب مبتنی است بر اینکه، قدرت هنگامیکه از آن خلق شد دیگر هیچ محدودیتی ندارد، آن اندیشه مردود خواهد شد. بدین سان در دولت هایی که این شیوه نگریستن وجود دارد قانون اساسی معنایی ایدئولوژیک به خود میگیرد و بیش از آنکه مجموعه ای از ضوابط باشد برنامه ای است دربر دارنده خواست های مردمی. این رویه ای بود که در شماری از کشورهای جهان سوم که در شادمانی استعمارزدایی جشن گرفته بودند رخ داد غافل از این واقعیت که توسعه نیافتگی و کشمکش های قبیله ای و طایفه ای پس از استقلال باعث شد که رویاهای آینده نوید بخش جای خود را به قدرتمداری گروه های رهبری بسپارد. مفهوم لیبرالی قانون اساسی همچنین در دولتهایی با گرایشات مارکسیستی نیز مطرود است. از دید مارکس ایده حقوق برین که در آن مقتضیات اجتماعی و اقتصادی بی تاثیر باشد جز حیله بورژوازی برای جلوگیری از رهایی طبقه کارگر نیست. بعلاوه در این اندیشه پس از الغای گوناگونی طبقاتی پس از انقلاب پرولتاریا، دیگر مرزی میان دولت و جامعه وجود نخواهد داشت. بدین سان در جوامع سوسیالیستی قانون اساسی بعنوان شالوده ای برای تنظیم کاربست فعالیتهای سیاسی دولت مورد استفاده قرار میگیرد.
از دیگر سو، اصل تفکیک قوا، هرچند روزگاری پی لیبرالیسم سیاسی بشمار میرفت اما امروز چون دیرکی زینتی بیش نیست. در گذشته قانون اساسی(همچون امروز) بنیاد محدودیت قدرت بشمار میرفت و تفکیک قوا وسیله آن. مونتسکیو در جمله ای به یاد ماندنی چنین میگوید: اینکه هر انسانی که از قدرتی برخوردار است گرایش به سوء استفاده از آن دارد و تا جایی که به مانعی برنخورد به پیش می رود، تجربه ای است جاودانی؛ برای اینکه کسی نتواند از قدرت سوء استفاده کند باید ترتیببی داد تا قدرت جلوی قدرت را بگیرد. اما این فرضیه با مقتضیات واقعیت نمی خواند. زیرا اداره امور همگانی را نمی توان به گونه ای تکه تکه کرد که هر ارگان دولتی عهده دار یک بخش آن شود. تحقق چنین تقطیعی ناگزیر روند امور سیاسی را مختل میکند. اما نظریه پردازان سیاسی هنگام برخورد با این اصل به تفسیرها و تاویل های عالمانه روی میآورند، به مفهوم کارکرد ژرفا میبخشند، در تعبیر مفهوم قدرت نرمش به خرج میدهند خلاصه اینکه میکوشند تا این اصل را با مقتضیات اقتدار حکومتی سازگار نشان دهند. توجه به این نکته ظریف مهم است که هنگام ارائه اصل تفکیک قوا به عنوان ضابطه اساسی و طلایی قانون اساسی، نه تنها از اثر فرسایشی آن غافل نبودند بلکه برعکس خاصیت این اصل را همین فرسایشی بودن آن میدانستند زیرا در اندیشه لیبرالی از افزایش قدرت حاکم باید ترسید نه از کاهش و فرسایش آن.
در حقیقت اندیشیه لیبرالی برای زدودن خودکامگی از روابط بین حکومت کنندگان و حکومت شوندگان می خواهد حاکمیت قانون رابرپا دارد. مفهوم قانون در این اندیشه بر پایه دو ایده استوار است: نخست ایده فلسفه روشنگری که قانون را فراورده خرد میداند و بس، دیگری ایده ای که با پیروزی انقلاب فرانسه به پیروزی رسید و قانون را بیان اراده مردم میشمارد. خرد و اراده مردم از اینرو سرچشمه یگانه قانون شناخته میشوند که خواسته های مردمی تنها احکام خرد را به نام اراده همگانی بیان میکنند. بنابراین، تعریف قانون همانا عبارتست از خرد انسانی که با اراده همگانی به نمایش در میآید، در اراده همگانی تجسم میآبد و سرانجام به زبان نمایندگان مردم بیان میشود. اراده همگانی را سرچشمه قانون دانستن به معنای این نیست که خاستگاه قانون آلوده خطاپذیری نیات انسانی شود. زیرا از دید روسو که این اصطلاح را رایج کرد اراده همگانی همسان خرد شمرده میشود. هنگامیکه وی از اراده همگانی سخن میراند منظورش هر اراده هر اکثریتی نیست بلکه «اصولی است استوار بر خرد و برآمده از سرشت چیزها.» در حقیقت مشارکت همگانی انسانها در تشخیص درست مصلحت عمومی ، آنها را شایسته همکاری در وضع قانون میکند. روشن است که حاکمیت قانون به این معنا راه را بر هر خودکامگی میبندد.
مالکیت
همرا با آغاز جهش لیبرالیسم توانایی انسان با کاربست آزادی اش آشکار شد. مطابق این امر کوشش برای دستیابی به ثروت های مادی از راه تسلط بر مکانیسم های اقتصادی، نه تباهی اخلاق، بلکه وسیله ای مشروع و هماهنگ با سرشت انسان شمرده میشد. چنین مضمونی را میتوان نزد همه روشنفکران و فرزانگان برآشفته از جزمیات قرون وسطایی دید. فرانسیس بیکن در روش خود وجهی فایده جویانه دارد که همانا افزایش شناخت ها به منظور تامین چیرگی انسان بر طبیعت است. همانند ماکیاول برای او نیز بازدهی و سودمندی معیارهایی اخلاقی شمرده میشدند. در حقیقت بدون آزادی اقتصادی در آن دوران انسان نمی توانست به جایگاه واقعی خود که نه با معیارهای بی زمان بلکه بر حسب موفقیت های عصر سنجیده میشد دست یابد. با نگاهی به وقایع تاریخی انگلستان در قرن هفدهم به خصوص انقلابهای لیل برن و وینستنلی در مقابل کرامول که با شکست مواجه شد میتوان متوجه شد که در آن احوال چرا آزادی های بدست آمده محدود به توانگران یعنی کسانی که یارای تامین شکوفایی و پیشرفت اجتماعی را داشتند، شد و پذیرفته شد که امور سیاسی وظیفه ای است که الزاماتش را «مهم ترین و پابرجاترین بخش ملت تعیین میکند» که همانا مالکان بودند. البته علت وجودی این حقوق را باید تضمین آزادی عمل دارندگان قدرت اقتصادی دانست بی آنکه توجیه اخلاقی آن نادیده انگاشته شود. این تحلیل را با کمی اغماض میتوان شگردی برای یافتن تمایز ریشه ای بین لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی دانست. هرچند از لحاظ نظری اینکار ممکن است اما در عمل ناممکن جلوه میکند چرا که لیبرالیسم سیاسی برای تضمین لیبرالیسم اقتصادی مقبولیت یافت. نتیجه آنکه هر چند لیبرالیسم سیاسی کنترل قدرت از سوی حکومت شوندگان معرفی میشود اما این کنترل اساسا به سود مالکیت برقرار شده است. لیبرالیسم تنها به برپایی حاکمیت مالکیت بسنده نکرد بلکه از لحاظ نظری نیز با یاری دسته ای از براهین به آن مشروعیت بخشید. این برهان ها چنان در ذهنیت لیبرالی خانه کرده است که معلوم نیست بدون پشتوانه آنها این ذهنیت بتواند پاینده بماند یا خیر. آیا شک کردن به اعتقاد چهارگانه ای که مالکیت را هم حق طبیعی هم آزادی هم سنجه روحیه مدنی و هم موتور پیشرفت میداند به ویرانی ساختمان لیبرالیسم نخواهد انجامید؟
مکتب حقوق طبیعی از چهار قرن پیش این ایده را گستراند که مالکیت نیز همچون آزادی و برابری حقی طبیعی است. بر اساس اندیشه لیبرالی پسین درست همانند آنچه لاک در سده هفدهم میگفت، خصلت طبیعی مالکیت تنها آنرا به کالاهایی که مصرف یا استفاده فورری شان برای انسان ناگزیر است محدود نمی سازد. مالکیت، هر آنچه را بتواند به شیوه ای قانونی به تملک دراید شامل میشود و از اینرو هم سرمایه اندوزی و هم وسایل تولید را شامل میشود.
عامل ماندگاری لیبرالیسم را نباید یکسره در توجیه های برآمده از نظریات مختلف جست. این عامل همانا دلبستگی به مالکیت بوده و هست و ذهنیت همگانی امروز هم به آن همچون ضامن آزادی نسبی مینگرد حتی اگر آسایشی که به همراه میآورد چندان هم چشمگیر نباشد. سرسخت ترین دشمن مارکسیسم نه تراست ها و نه سرمایه های بزرگ بلکه میل و اشتیاق برای پس انداز است. به راستی امروز که زیان های ناشی از مدیریت مالکیت دولتی افشا میشود چه کسی میتواند از مالکیت فردی روی برگرداند؟ با این همه توجه به این نکته ضروری است، لیبرالیسم که برای دفاع از مالکیت دیگر نمی تواند به برهان های اخلاقی متوسل شود به براهین تکنیکی که مادیگرایی معاصر نیز نسبت به آن بی اعتنا نیست متوسل میشود.

لیبرالیسم

لیبرالیسم
در چیستی لیبرالیسم میتوان گفت که هم نظریه و آموزه است و هم برنامه و عمل، اما فراتر از این، نوعی نگرش است یعنی آمادگی ذهن برای ملاحظه مسائل با دیدگاهی خاص. اصطلاح لیبرالیسم اول بار در 1823 از ذهن کلود بواست برای توصیف آموزه مشخصی تراوید اما موج فکری که با این نام خوانده میشود را میتوان به قدمت تلاش بشر برای دستیابی به آزادی دانست.
درست است که لیبرالیسم نیز مانند دیگر آموزه های اجتماعی از فرهنگ های ملی و قومی و ملاحظات ادواری تبعیت میکند اما در هر لحظه و مکانی خود را دلمشغول حفظ شخصیت انسانی میگمارد. لیبرالیسم در گوهر خود مبتنی بر آزادی است، اما این آزادی را در عمل در برابر مخالفانش به فعلیت میرساند.
بر خلاف سوسیالیسم که علاوه بر اینکه نامش با رژیم های تک حزبی مارکسیستی گره خورده، هنوز به روایت برخی از طرفداران پر و پا قرصش به محک تجربه نیافتاده، لیبرالیسم در این میزان افتاده و بعنوان بخشی از تاریخ(سده هجدهم تا پایان جنگ بزرگ اول) در سازمان های سیاسی-اجتماعی بعنوان دولت لیبرالی خود را به منصه ظهور رساند.
با تلاش برای درک تضادهایی که لیبرالیسم را در چنته گرفته و برای فهم بهتر گذشته درخشان و جذابیت کنونی آن، از زوایای مختلفی لیبرالیسم را بررسی میکنیم. لیبرالیسم از تفسیری از آزادی زاده شد و یک نظام سیاسی-اجتماعی واقعا تحقق یافته بود و هنوز بعنوان خواسته ای بزرگ پابرجاست.
پرسش درباره چیستی آزادی همیشه از سئوالات فیلسوفان و اندیشه ورزان بوده است. اندیشه لیبرالی نیز از این کنجکاوی برکنار نبوده اما بعنوان یک نظریه و آموزه جوابی ساده ارائه کرده است: آزادی توانایی ای است موجود در هر انسان برای عمل کردن بر طبق راده خاص خویش، بی آنکه ملزم به تن دادن الزامات دیگری جز آنچه برای آزادی دیگران ضروری است، باشد. ساده انگاری این تعریف بدیهی است و بسیاری از پرسشهای فیلسوفان و نگرانی های اخلاق ورزان را زیر لوای خود نمیگیرد اما همین ساده انگاری تسامح و مدارای به اندیشه لیبرالی میبخشد که قبول آنرا سهولت میبخشد. باید در نظر داشت که لیبرالیسم فرض را بر این نظر مینهد که آزادی وجود دارد و این آزادی ذاتی سرشت انسان است از اینرو کافیست اعلام شود انسان هنگامیکه فقط از خوییشتن خویش تبعیت کند آزاد است.
اصل عدم مداخله دولت:
اصطلاح لیبرالیسم بی درنگ اندیشه ای را یادآوری میکند که با مداخله دولت در زمینه اقتصادی مخالف است. درست است که این ایده سراپا نادرست نیست اما باید به یاد داشت که لیبرالسم پس از گذشت صدها سال، سالهایی که پر از دگرگونی ها و فراز نشیب های اقتصادی و اجتماعی بوده، به اندیشه امروزین رسیده و قبول کامل تفکر پیشین، نگرشی درست نخواهد بود. به طور حتم لیبرالیسم اندیشه آزادی است اما آزادی در نظم.
هنگام صحبت از لیبرالیسم در بدو امر غالبا روحیه تولید، خلاقیت، سوداگری و مالکیت شخصی خود را نمایان میسازد اما وجه امنیت بعنوان پشتیبان و امکان ساز وجوه فوق الذکر معمولا در سایه قرار میگیرد. بعبارت دیگر لیبرالیسم برای شکوفایی خود به نظم و متعاقبا به دولت بعنوان پایدار کننده نظم نیازمند است.
اقعیت این است که میزان دخالت دولت بسته به ا وضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تغییرپذیر است. البته این تغییر بسته به موقعیتی است که اوضاع زمانه برای آزادی فراهم میآورد. هر اندازه آزادی قوام یافته تر و بدون برخورد به موانع امکان شکوفایی فردی را میسرتر کند نقش دولت کمرنگتر است اما بعکس هنگامیکه تهدیدی بر آزادی وجود داشته باشد دولت نه تنها صلاحیت بلکه وظیفه مداخله و پاسداری از آن را بعهده خواهد داشت. اما باید به یاد داشت که هر اندازه هم که این تغییر و تحول نقش دولت چشمگیر باشد، بر اصل اندیشه لیبرالی یعنی این اصل که دولت ابزاری است که سرانجام اعمال خود را تعیین نمیکند، اثر ندارد.
غایت جامعه سیاسی و دولت که ارگان آن بشمار میرود، خوشبختی همگان است. البته درباره نقشی که قدرت با خوشبختی دارد دو گونه برداشت وجود دارد: یا دولت با ملاحظات ایجابی خود به افراد خوشبختی میبخشد یا با پاسداری از آزادی به ایشان این امکان را نیبخشد تا خوشبختی ای را که سزاوار آن هستند برای خویش بیافرینند.
گزینش امریکاییان روشن و بی تردید بود: خوشبختی با ابتکار فردی و قدرت بزرگ نهفته در مالکیت فردی تضمین میشود و آنچه از طبقه حاکم انتظار میرود مانع ننهادن بر سر راه بخت ها و شکوفایی استعدادهای نهفته در هر فرد است. از نظر ایشان نه دولت، بلکه آزادی ابزار دستیابی به خوشبختی بود.
برای فرانسویان این گزینش با سردرگمی بیشتری همراه بود. روی هم ر فته نقش دولت به عنوان ضامن آزادی ارجحیت بیشتری داشت: همه تسهیلات باید برای ساختن آزادی در اختیار فرد گذاشته شود و این وظیفه مهم بر گرده دولت و حکومت کنندگان است.
اما در این بین موضوع مهم اینست که مداخله های ایجابی طبقه حاکم را نه حق احتمالی آنان بر شهروندان(حتی به نام جامعه) و نه حتی قدرت ناشی از ایدئولوژی توجیه نمیکند. فراموش نکنیم که حکومت کنندگان به نام خدمت به ایدئولوژی اراده نوی خود را به جامعه تحمیل میکنند یعنی در واقع مداخله آنان مکمل و پیامد طبیعی آزادی شمرده میشود.
بی شک خواننده تضادی میان خود مختاری فردی و نیت بهره مند کردن همگان از آزادی خواهد یافت و یا اینکه خواهد گفت قرار دادن نظری قدرت دولتی در اختیار همگان در عمل به سود بردن تنی چند و یا طبقه ای خاص منجر خواهد شد اما اگر تردیدی نیز بر کاربست این اندیشه رواست دست کم اصل آن مشخص است: فراهم کردن خوشبختی وظیفه دولت نیست، دولت باید به پاسداری از این مهم همت گمارد که انسان بتواند خوشبختی را با امکانات ویژه خویش بیابد. در اینجا ریشه اعتقادی را میتوان یافت مبتنی بر اینکه ساختن خوشبختی انسان، تنها بر عهده خود اوست و این ایده همانا پی و شالوده اندییشه لیبرالی بشمار میرود. زادی شمرده میشود.

Thursday, August 14, 2008

آزادیتان مبارک



امروز ظهر پیامی از علی برایم ارسال شد با این مضمون
به نام انسانیت آینده، به نام پلی تکنیک که در قلب شب، همیشه سنگر آزادیست، به نام سه اهورایی آزاد شده پلی تکنیک که با پانزده مقاومت یادمان دادند که" مقاومت آزادیست" خودشان را پاس میداریم و آزادیشان را جشن می گیریم. به نام احمد ، احسان و مجید. به نام آزادی و دموکراسی
فورا با علی تماس گرفتم و ماجرا را جویا شدم گفت: دیشب این پیام برایم ارسال شد گویا اول شب آزاد شده اند. بسیار خوشحال شدم و همان پیام را برای دو سه نفر دیگر فرستادم.
سه دانشجوی بی گناه که برای کار ناکرده مجبور به تحمل پانزده ماه حبس طاقت فرسا، بیش از شصت روز سلول انفرادی و شکنجه های روحی و جسمی شدند بالاخره آزاد شدند. آزادی که برای بدست آوردن آن هزینه گزافی را پرداخت کردند.
آزادی ایشان را در درجه اول به پدر و مادرشان تبریک می گویم. پدر و مادری که با تلاش بسیار و جانفرسا توانستند بالاخره جگرگوشگان خود را در آغوش بگیرند. و بعد به تمامی آزاد اندیشان و آزادگانی برای پا گرفتن نهال آزادی و مردم سالاری در این مملکت طاعون زده تا پای جان خود ایستاده اند.
بی صبرانه منتظر آزادی باقی، هدایت، هاشمی و دیگر آزادگان در بند اوین هستیم و تا رسیدن به آرزویمان ساکت نخواهیم ماند

Sunday, July 27, 2008

آیا دانشگاه روزای بدتری رو هم دیده یا نه؟

چند روز پیش این پیام کوتاه به دستم رسید. متن پیام بشرح زیر است
واقعا جای تاسف است که در دانشگاه همایش صدها بسیجی برگزار بشه و امثال مدیر مسئول رسالت براشون سخنرانی کنه و دانشجوها غذا نداشته باشن و شورای مرکزی انجمن اسلامی هم خونه هاشون خوابیده باشن تا حالا دانشگاه همچین روزی به خودش ندیده بود
این پیام رو جناب آقای احسان د. دبیر سابق انجمن برای من و چند تا دیگه از دوستان(حتی بیرون از شورای مرکزی) فرستاده بودن. چند تا مطلب را لازم دونستم به سمع و نظر دوستان گرامی برسونم
اول اینکه بله جای تاسف هستش که چرا همچین اتفاقی میافته، البته نه به خاطر اینکه تو دانشگاه ماست. چون این برنامه طبق اخباری که من شنیدم یه برنامه سراسری بوده که همین الان همونطور که قبلا هم گفتم برادرای گرام در حال آموزش سیاست هستن
دوم اینکه چرا مدیر مسئول رسالت براشون سخنرانی میکنه خوب این جای بسی تامل و افسوس نیست چرا؟ خوب معلومه مگه باید انتظار سخنرانی امثال حجاریان و آقاجری رو برای همچین آأمایی داشته باشیم؟ شابد از یه لحاظ هم خوب باشه که اون اومده، معلوم نبود اگه فطمه رجبی میومد احسان خان احتمالا ما رو دار هم میزدن
سوم اینکه بله. جای تاسف داره که چرا بچه های عباسپور تو خوابگاه باشن و با هزار التماس و دعا با چند نفر دیگه بتونن یه اتاق بگیرن و بعد کلی مکافات غذا هم نداشته باشن. شنیده شده که زندانیای گوانتانامو هم غذا میگیرن و حق غذا خوردن رو دارن
چهارم اینکه بله جای تاسف داره اعضای شورای مرکزی انجمن تو خونه هاشون خوابیده باشن. البته بعد خوندن این پیامک من شخصا کل اتاق رو کاملا وارسی کردم ببینم که آیا دوربینی چیزی تو خونه ما کار گذاشته شده که جناب احسان خان اینطور دقیق از کلیه وقایع اتفاقیه تو خونه ما خبر دارن! اما باید به عرض برسونم که خیلیم اینطوری نیست که همه گرفته باشیم و خوابیده باشیم شاید یه کارای دیگه ای هم داشته باشن
پنجم و قسمت تاریخی قضیه. نه. دانشگاه روزای بدتری رو هم به خودش دیده. تابستون دو سال پیش که خوابگاه شده بود جولانگاه افسرای نیروی مقدس سپاه پاسداران و این نیروهای ارزشی حتی با دانشجوها هم برخورد داشتن که چرا اسلام عزیز رو به مخاطره میندازین اونم با پوشیدن شلوارک تو خوابگاه پسرا. اون تابستونی که دبیر محترم انجنم رفت و بورد انجمن اسلامی رو که توش یه جسارتایی کرده بود به این نیروهای ارزشی(چون اعضای شورای مرکزی اونموقع تو خونه هاشون خواب نبودن شایدم اون موقع هنوز دوربین های مدار بسته اختراع نشده بود) کرده بود رو میاره پایین و روبه همون افسرا میگه اینا حالا یه خبطی کردن جوونن دانشجون کلشون باد داره شما ندید بگیرین. اون پاییزی که دبیر نه چندان سابق انجمن یه ساعت مونده به برنامه 13آذر و با اطلاع از اینکه چه کارایی میخواد انجام بشه تو سالن آمفی تئاتر یهو غیبش میزنه اینا به نظرم همش روزای بدتری بوده نسبت به روزای الان
شما اینطور فکر نمیکنید؟

Tuesday, June 17, 2008

شرم باد

يقينا تا به حال از واقعه( شايد بهتر باشد بگويم فاجعه) دانشگاه زنجان با خبر شده ايد. اگر هم جواب نه باشد برويد در خبرنامه ببينيد. اما چيزي كه در اينجا لينك آنرا ميگذارم فيلم كاملتري است از آن اتفاق و اتفاقاتي كه در ادامه رخ داده است

Friday, June 13, 2008

سنگر حصارک

چند روز پیش در دانشگاه مراسمی را ترتیب دادیم برای حمایت از بچه های تربیت معلم. نیت خیر بود. به بار هم نشست. میخواستیم عباسپوری ها بدانند و حصارکی ها دلگرم شوند. خبر را با خبر نامه فرستادم اما کار نکردند. برای همین خبرش را با تاخیر بسیار زیاد اینجا میگذارم با تعدادی عکس از آن روز. در ضمن عباسپوری ها طومار زیر را هم امضا کردند

در سال های گذشته همواره اخبار تجمعات و تحصن های دانشجویی را شنیده ایم. اقداماتی که نشانی بود از بیداری، ظلم ستیزی و آزادی خواهی این قشر از جامعه ایران. اما با روی کار آمدن دولت مهرپرور نهم هر روز اخباری از این گونه اقدامات در دانشگاه های سراسر کشور به گوش میرسد که نمونه های تازه آن را در بابل، سهند تبریز، شیراز و هم اکنون در تربیت معلم تهران سراغ داریم.
دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در پی اعتراض به وضعیت بد غذا و برخوردهای زشت و زننده از سوی برخی مسئولین دانشگاه از روز شنبه هفته گذشته دست به تحصن و اعتصاب غذا زدند. عملی که پس از نا امیدی از اقدام مسئولین امر در بهبود شرایط، مجبور به پوشاندن جامه فعلیت بر چنین اقدام مخاطره آمیزی برای جان خویش شدند. حال مسئولان انتصابی دانشگاه در عوض حل و فصل مشکلاتی که گریبانگیر دانشچویان است، در اقدامی بی شرمانه و به دور از هرگونه حرمت و شان انسانی، آب را بر روی جوانان این مرز و بوم می بندند و ایشان را در دانشگاه زندانی می کنند، راه بر روی امدادگرانی که به کمک دانشجویان متحصن آمده اند می بندند، هشت تن از دانشجویان را به طور غیرقانونی و بدون اطلاع و حضور آنان به احکام سنگین محکوم می کنند، با خانواده متحصنین تماس گرفته و آنان را تهدید می کنند و ... .
گمان می کردیم که بستن آب تنها از دست یزید برمی آمد و با مردن او دیگر چنین امری برایمان محال می نمود اما گویا یزیدیان هنوز زنده اند و بر مسند قدرت تکیه زده اند و گویا دانشگاه های مارا کربلا کرده اند. یزیدیان امروز داعیه دار "عدالت" هستند و" مهر" ، و ادعای "اداره امور کل جهان" را یدک می کشند. اگر اینان چنین تاریخ را تکرار می کنند ما نیز در حمایت از پاسداران "سنگر حصارک" فریاد می زنیم: هیهات من الذله!
ما امضا کنندگان این متن حمایت کامل و همه جانبه خود را از اقدام بر حق دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران اعلام میداریم و خواستار پاسخگویی مسئولین ذیربط به خواسته های این شیر مردان و شیر زنان هستیم.
همچنین برای ابراز اتحاد و همدلی خود با این آزاد اندیشان از خوردن غذای امروز امتناع می کنیم:

Monday, May 19, 2008

بوق

بهلول تلخکام خبرنگار افتخاری بوق پرس گزارش می دهد
در ادامه سال نوآوری و شکوفایی و در راستای بالا بردن نوآوری در نزد مسئولین محترم عباسکده در یک اقدام کاملا ضربتی و از پیش تعیین نشده با برکناری مدیران سابق عباسکده به علت کم نوآور بودن و پس از روی کار آمدن مدیران با علم، با دیسیپلین و پرشخصیت و نوآور جدید، برخی از اقدامات نوآورانه ایشان به اختصار ذکر می شود تا مایه عبرتی باشد برای ناشکوفایان کم نوآور
بنا به اعلام مدیر پرجلال و جبروت و بسیار متشخص و آشنا به زبان فارسی روابط عمومی، از این پس آمفی تئاتر(سالن فرهنگی شهید رنجبران) فقط به برنامه های ملی اختصاص خواهد یافت، و برنامه های غیر ملی باید در مکان دیگری برگزار شود. بوق پرس پس از کنکاش بسیار مکان های ذیل را برای اجرای برنامه های غیر ملی پیشنهاد میکندبوفه علی، چمن جلوی آموزش، چمن بغل آموزش، سالن آموزش جلوی برد کلاسها، مسیر منتهی به بوفه علی (بخوانید مسیر عشق)
اما در خبرها آمده بزرگترین دغدغه فرهنگستان زبان و ادب پارسی و نیز ادوار این فرهنگستان و شخص آقای حداد عادل(البته هنگام فراغت از نامه نگاری با محمودخان)، رمزگشایی از لغت "برنامه ملی" می باشد. در این راستا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران، برادر حسین شریعتمداری، کانون نویسندگان ایران، گابریل گارسیا مارکز، کوفی عنان و تنی چند از محققین و پژوهندگان مستقل برای کمک به این امر اعلام آمادگی نموده اند.
[بوق پرس به سازمانها و اشخاص حقیقی و حقوقی فوق الذکرپیشنهاد می کند از علم وافر جناب مستطاب ادب الدوله ملقب به م. گلی نیز بهره مند شوند.]
بنا به دستور جناب معاونت امور رفاهی و خوابگاهها، در اقدامی کاملا متهورانه و انقلابی و شکوفا کننده، نایلون موجود در سلف در اندازه های کوچک تری عرضه می شود
بنا به تفسیرهای مفسران، این اقدام در بالا بردن فردگرایی و ایجاد اعتماد به نفس در بین دانشجویان نتایج بسیار مثبتی را به بار آورده است
در آخرین اقدام نوآورانه جناب دکتر موسوی ندوشنی، درس مبانی کامپیوتر و برنامه نویسی (فرترن خودمان) بوسیله آقای دکتر قریشی نیز ارائه شده است. در پی این عمل شجاعانه دکتر موسوی تنی چند از دانشجویان از فرط تعجب و خوشحالی روانه بهداری شدند که گزارش شده پس از انتقال این افراد به بهداری حال ایشان وخیم تر گشته است
اما با تحقیقات و جانفشانی های صورت گرفته توسط این جانب (بهلول تلخکام خبرنگار افتخاری بوق پرس) مشخص شد که آقای دکتر قریشی در تدریس این درس کاملا مستقل هستند به طوریکه جزوه درس متعلق به آقای دکتر موسوی، نحوه تدریس متعلق به آقای موسوی، سئوالات امتحانی متعلق به آقای موسوی، تصحیح به عهده آقای موسوی و وارد کردن نمره در نجم به عهده دکتر قریشی است.
و اما در ادامه می پردازیم به اخبار عباسکده
در پی فتوای نشریه "جام جهان نماست ضمیر منیر دوست" مبنی بر تبدیل جشن فارغ التحصیلی به کانون فعالیت های شیطان پرستان، بوق پرس لیست مهمانی های مشکوک به فعالیت شیطان پرستان را به صورت کامل در اختیار علاقمندان قرار می دهد
تمامی جشن های تولد برای تمامی افرادی که در 365 روز سال متولد شده اند؛ لیکن هنور بر سیصد و شصت و ششمین روز سال کبیسه در بین عالمان محل نزاع است
تمامی مهمانی هایی که توسط کارمندان ادارات در پی اعلام ترفیع موقعیت شغلی خود برگزار می کنند. البته کارمندان نمایندگی نهاد رهبری از این مورد به طور اخص مستثنی می باشند
مهمانی های حنابندان، پا گشا و پا تختی، البته مراسم ازدواج دانشجویی که توسط نمایندگی نهاد رهبری در دانشگاه ها برگزار می شود از این مورد معاف می باشند
برپایی مهمانی سالگرد ازدواج توسط زوجین، و البته واضح و مبرهن است که مورد استثنا در موارد فوق الذکر در این مورد نیز صدق می کند
تبصره: سلامت افرادی که در گذشته و پیش از فتوای اخیر در مراسم اعلام شده شرکت جسته باشند، توسط کارشناسان نهاد غیر نظامی، صلح طلب و کاملا دانشجویی "بسیج" مورد تائید قرار خواهد گرفت
در ضمن در ادامه افاضات آن نشریه وزین ابزار و ادوات زیر در زمره وسایل کمک آموزشی شیطان پرستان قرار می گیرد
گیتار(اعم از نوع کلاسیک، آکوستیک، الکتریک، پلاستیکی، چوبی و ...)سیتار(با اعمال ضریب اطمینان 75% در تعداد سیمهای آن ساز)
زنبورک، دایره، درام، پرکاشن، ویولن، ارگ، دف، کنترباس، تنبک، آکاردئون و هر نوع وسیله مشابهی که از آن صدای خاصی بلند می شود
در ادامکه روند دموکراتیزاسیون در کشور، جناب آقای ع.ا.دوست، در یک اقدامک کاملا دموکراتیک و انقلابی و در پی یک همه پرسی آزاد، شکایت 64 تن از دانشجویان را به صورت یک جانبه باز پس گرفت؛ که در پی اقدام نه تنها بی نظیر بلکه کم نظیر این انسان دموکرات، هیئت نظارت دانشگاه با توجه به این امر و در نظر گرفتن کامل آن، شکایت نامه بدون شاکی را برای تجدید نظر طلبی عدالت محورانه به قسمت رسیدگی به شکایات وزارت "علوم، تحقیقات و کمیته انضباطی" ارسال کرد
و اما روان پسند ترین و در عین حال شوکه کننده ترین خبر اینکه: جناب آقای رئیس در یک محفل دانشجویی رویت شد. بنا بر گزارشات واصله، پس از پی گیری های موثر و رایزنی های صورت گرفته توسط شورای صنفی، جناب رئیس منت نهاده، قدم رنجه کرده، نزول اجلال نموده و در یک مکان مورد مناقشه که از لحاظ اهمیت ژئوپلیتیک کم از بلندی های جولان ندارد، حاضر به پاسخگویی به ابهامات و شبهات بی حد و حصر دانشجویان شدند که از طریق این تریبون کمال تشکر و سپاسگزاری از ایشان اعلام می شود.
پس از برخوردها و نزاع های صورت گرفته در محل بوفه علی بین "ص. خانم" و "ح. پودری" و "م. ق. سفلو" ، انجمن اسلامی در راستای اجرای رسالت جدید خویش که همانا تنش زدایی و رعایت حقوق بشر می باشد پیشنهاداتی را به دفتر مرکزی بوق پرس ارسال کرد که متن آن به شرح ذیل است
از کلیه علاقمندان به یافتن کیف پول و اجناس مشابه (مخصوصا از نوع متعلق به لطایف) تقاضا می شود در ابن برهه زمانی از این سرگرمی دست شسته و اگر بر حسب اتفاق و جفای روزگار چنین مالی نصیب آنان شد، مثال "شتر دیدی، ندیدی" را جامه فعلیت بپوشانند که در غیر اینصورت مصائبی همچون مصائب مسیح بر ایشان نازل خواهد شد و خاتمه کارشان را احوالات "ص. خانم" رقم خواهد زد
ستون شایعه
شنیده ها حکایت از آن دارد که یکی از اعضای انجمن اسلامی (م. رح. دپ) به دلیل اصرار بیش از حد و غیر موثر در برگزاری جلسات هفتگی خود از سوی عوامل متحجر، بنیادگرا و طالبانی عباسکده تهدید به "انهدام توسط هواپیما" شده است. بر اساس همین شنیده های بی اساس، این فرد توسط یک پیام صوتی که به تلفن همراهش بلوتوث شده، تهدید به انهدام شده است. در قسمتی از این پیام صوتی به حوادث 11 سپتامبر اشاره شده و آمده است که "اگر به کار ابتر خود ادامه دهی، پایان کارت، همچون سزای برج های دوقلوی شیطان بزرگ خواهد بود".